قسمتهایی از متن کتاببشارت امام علی به قیام مختار
مقدس اردبیلی روایت ذیل را از حضرت امیر (ع) نقل می کند که حضرتش فرمود:
به زودی فرزندم حسین کشته خواهد شد، ولی دیری نخواهد پایید که جوانی از قبیله ثقیف قیام خواهد کرد و از این ستمکاران انتقام خواهد گرفت، به طوری که تعداد کشته های آنان به سیصدو هشتاد و سه نفر خواهد رسید.
مجازات حرمله
تا چشم مختار به قیافه وحشت زده حرمله افتاد، به او نگاه تندی کرد و گفت: خدای را شکر که به چنگم افتادی! و بلافاصله فریاد زد: جلاد! جلاد! و جلاد که آماده و حاضر بود، پاسخ داد: بفرمایید قربان.
مختار دستور داد: اول دو دستش را بزن! جلاد بلافاصله با ضربتی شدید دو دست نحس او را افکند (آری، این همان دست هایی بود که با یکی کمان و با دیگری تیر می گرفت و با آنها یک بار گلوی طفل بی گناه امام حسین (ع) و یک بار چشم ابوالفضل و یک بار قلب امام حسین (ع) را هدف قرار داده بود. این دو دست پلید باید قطع می شد). سپس فریاد زد: دو پایش را نیز قطع کن! و جلاد فرمان را اجرا کرد. جسد بی دست و پای حرمله در خون کثیفش غوطه می خورد که باز مختار فریاد زد: آتش، آتش! و بلافاصله چوب های نازکی را روی جسد انداختند و آتش زدند و جسد آن جنایتکار همچنان می سوخت.
|
+|
نوشته شده در سه شنبه
1387/12/20ساعت 12:45  توسط vahid
|